هشتمین نشست کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران با «عنوان بررسی تحولات اخیر بازارهای مالی ایران و جهان» در تاریخ 7/6/88 در محل شرکت بورس اوراق بهادار تهران با حضور مدیران عامل شرکتهای سرمایهگذاری و دستاندرکاران و کارشناسان بازار سرمایه برگزار گردید.
گزارش ذیل، جمعبندی مباحث مطرح شده در این نشست میباشد:
نشست با مقدمهای از آقای دکتر شاپور محمدی دبیر کل کانون نهادهای سرمایهگذاری درباره تحولات اقتصادی دنیا شروع شد. همچنین در ادامه آقای دکتر قالیباف ریاست محترم شرکت بورس اوراق بهادار تهران راجع به تحولات اقتصاد ایران صحبتهایی را ارائه فرمودند.
پس از آن حاضرین در خصوص اینکه کانون و فعالان بازار چه اقدامات و استراتژیهایی را انجام دهند تا بتوان از این دوران گذر کرد نظرات خود را عنوان کردند.
آقای دکتر شاپور محمدی ضمن تشکر از اعضای کانون، هیأت مدیره و آقای دکتر ثقفی دبیر کل سابق کانون درباره بهبود اقتصادی جهان و تحولات اخیربا بررسی مقاله اولیور بلانچارد پرداختند:
از نظر بلانچارد برای اینکه مردم بتوانند خرید کالاهای بادوام را از سر گیرند و شرکتهای سرمایهگذاری هم بتوانند سرمایهگذاریهای به تعویق افتاده خود را از سر گیرند در رکودهای عادی نرخ بهره پایین آورده میشود. و علاوه بر این مقداری کاهش نرخ ارز و به اصطلاح تضعیف اختیاری نرخ ارز باعث میشود که صادرات افزایش یابد و این امر به بهبود و رونق اقتصادی کمک میکند. از نظر وی بحران فعلی یک بحران عادی نیست و ما نمیتوانیم بدین منوال بحران کنونی را تحلیل کنیم چون در حقیقت در این بحران اتفاقاتی رخ داده که یک سری ترسها و ناامیدیها را در مکانیزم عرضه و تقاضا باقی گذاشته است که پیشبینی میشود تا سالها ادامه داشته باشد. او این مشکلات را بین طرفین عرضه و تقاضا تقسیم میکند و از نظر وی مشکلات طرف عرضه عمدتاً مربوط به سیستمهای اقتصادی و بخشهای از بین رفته در این سیستم است و بخشی از این سیستم دیگر وجود ندارد و آن بخشی که وجود دارد دیگر عملکرد هماهنگی با دیگر بخشها ندارد. در نتیجه فرآیند اصلی رشد اقتصادی که تخصیص بهینه منابع است دیگر اتفاق نمیافتد. و ما نمیتوانیم انتظار رشدی چشمگیر در اقتصاد داشته باشیم و این رشدها محدود خواهند بود. پیامد این وقایع انتقال مصرف از آمریکا به کشورهای آسیایی است که با این وجود کشورهای آسیایی رشدی نخواهند داشت.
مسائل طرف تقاضا به چند دسته تقسیم میشوند:
1- رشد اقتصادی به اندازهای قوی نخواهد بود که بتواند مسئله بیکاری را به طور اساسی کاهش دهد.
2- پیشبینیهای رشد اقتصادی برای کشورهای پیشرفته مبتنی بر تعدیل موجودی انبار و محرکهای مالی استوار شده است، در حالی که ما اگر خواهان یک رشد پایدار در اقتصاد باشیم نیازمند یکسری سرمایهگذاریهای ثابت هستیم و همچنین به جای عملگرهای مالی موقت نیازمند سرمایهگذاریهای دائمی هستیم.
3- مصرف نیز باید با این سرمایهگذاریها همراهی کند در صورتی که ما هم اکنون شاهد این عوامل در اقتصاد نیستیم.
بنابراین دو عمل موازنه مجدد برای بازگشت اقتصاد به شرایط اصلی نیاز است:
1- موازنههای مجدد بین مخارج عمومی که شامل پولهای تزریقی توسط دولتها و مخارج بخش خصوصی است و تا وقتی این موازنه انجام نشود امیدی به بازگشت اقتصاد به مسیر اصلی نیست.
نرخ بهره بر اقتصاد کشورهای پیشرفته از دو کانال تأثیر خواهد گذاشت: یکی افزایش نرخ نکول و دیگری عامل ازدحام بیرونی یا اثر ازدحام در اقتصاد است که مانع از رشد اقتصاد خواهند شد. چون وقتی سرمایهگذاری بخش خصوصی به وسیله سرمایهگذاری بخش دولتی جایگزین شود، آن کارآیی که در بخش خصوصی دیده میشود در بخش دولتی وجود ندارد. بنابراین نمیتواند یک حرکت صحیح شکل دهد.
2- موازنههای مجدد دیگر بین مصرف کشورها است. در حقیقت مصرف کشورهای آسیایی باید جایگزین مصرف کشورهای اروپایی و آمریکایی گردد. هم اکنون پسانداز کشورهای پیشرفته 5% افزایش پیدا کرده است در حالیکه در سال 2007 نسبت پسانداز به GPD نزدیک به صفر بود و این بدان معنی است که مردم در آمریکا محتاطتر شدهاند. بنابراین اگر رشد موقتی در اقتصاد صورت گیرد صرف پسانداز خواهد شد تا مصرف و وقتی مردم بیشتر پسانداز کنند اقتصاد در کوتاه مدت رونقی نخواهد داشت.
بهطور کلی میتوانیم بگوییم اگر تقاضای کشورهای آسیایی نباشد رشد اقتصادی آمریکا چندان قوی نخواهد بود. از نظر بلانچارد نرخ بهره پایین آمریکا هم میتواند رویدادهایی را شکل دهد. نرخ بهره قبل از بحران 4 درصد بوده تورم 3 درصد بوده و نرخ بهره واقعی 1 درصد بوده است بعد از بحران نرخ بهره تقریباً به صفر رسیده و تورم 2 درصد است و بازده هم 2- درصد است و این اتفاق باعث میشود بر اساس یک قاعدهای در اقتصاد که بیان میکند اگر نرخ بهره واقعی یک درصد منفی باشد رشدمان یک درصد افزایش پیدا میکند، یک امیدی را در اقتصاد آمریکا به وجود آورد. مثلاً اگر نرخ بهرهای معادل 2- درصد باشد شاید ما رشدی معادل 2 درصد را تجربه خواهیم کرد چون تمام شرایط برای تحریک سرمایهگذاری و تقاضا مناسب است ولی واقعیتی که وجود دارد افزایش ریسک است، یعنی صرف نظر از اینکه بانکها میتوانند با 2- درصد پول مجهز شوند و به مردم وام بدهند در صورتی که به این میزان نرخ وام نمیدهند زیرا ریسک نکول به خاطر بحران هم در بخش مسکن و هم در بخش سهام افزایش یافته و شاید دیگر به آن نرخهای قبل وام ندهند و امیدها را تا مقداری کاهش دهد.
از نظر بلانچارد اگر کشورهای آسیایی کمک نکنند و نرخ بهرهها نیز کمک نکنند این عوامل موجب خواهند شد رشد اقتصادی دنیا به آن سطح قبلی برنگردد و مدت طولانی رشدهای اقتصادی آمریکا و اروپا پایین خواهند بود و به دنبال آن کشورهای آسیایی بازگشت خوبی نخواهند داشت.
نتیجهای که ما میخواهیم از این بحث بگیریم این است که با توجه به اینکه اقتصاد در دنیا علی رغم بهبودهای اخیر وضعیت چندان خوبی ندارد و به نظر نمیآید این رشدهایی که در بازارهای دنیا اتفاق افتاده بتواند ادامه داشته باشد. من نمودارهایی را خدمتتان ارائه میکنم. ابتدا نمودار شاخص است که در 5 سال گذشته آنها را ترمیم کردیم نشان میدهد که این رشدهایی که اتفاق افتاده متناسب با رشد اقتصادی دنیا نیست. چون میدانیم رشد حقیقی بعلاوه نرخ تورم بعلاوه ریسک ویژه باید برابر نرخ بازده سهام باشد. مثلاً در کوتاه مدت ما شاهد رشد 20 تا 30 درصدی بعضی بازارها هستیم درحالیکه نرخ تورم 2 درصد و نرخ رشد امریکا و اروپا صفر است و از طرفی risk premium (صرف ریسک) طبیعتاً یک عدد بزرگ است ولی مجموع اینها نمیتواند در طول 3 ماه یا 6 ماه 500 درصد شود. البته ما نمیخواهیم بگوییم این رشد در بازارهای مالی و در دنیا سقوط میکند. چنین ادعایی نمیکنیم ولی بحث این است که به هر حال باید احتیاط کرد.
شاخص S &P، شاخص Dow Jones، نمودار اوراق قرضه 10 ساله آمریکا و ... نشان میدهد رشدی که اتفاق افتاده خیلی متناسب با اقتصاد آمریکا و اروپا نیست و ممکن است یک اصلاحی هم در کوتاه مدت صورت گیرد و در این راستا احتیاط شرط و لازمه اساسی سرمایهگذاری مناسب است.
در ادامه، جناب آقای دکتر قالیباف سخنان خودرا در 3 بخش زیرارایه نمودند :
1- آمار و واقعیتهایی که از ابتدای سال تا الان در بازار وجود دارد. 2- تحلیل در مورد دلایل این وضعیت 3- نکاتی به عنوان روشها و انتظاراتی که میتواند به بازار کمک کند.
ما از ابتدای سال تاکنون 3 عرضه اولیه داشتیم که دو بانک و یک شرکت حفاری شمال در بازار عرضه شدکه مورد استقبال بازار قرار گرفت و حجم معاملات در بازار را که نگاه میکنیم سهم این 3 شرکت در حجم معاملات در بازار از ابتدای سال تا الان بسیار بالاست. اتفاقی که در عرضه حفاری شمال افتاد برای اولین بار بود که سهامدار عمده در عرضه این شرکت به تعهدی که به پذیرش شرکت داده بود عمل کرد و حتی سهام خود را فراتر از تعهدش در بازار که 15 درصد بود عرضه کرد. ارزش جاری بازار از ابتدای سال حدود 45 هزار میلیارد تومان بود که امروز ارزش بازار 61 هزار میلیارد تومان است و این یک رشد 35 درصدی را نشان میدهد. ارزش اسمی بازار ابتدای سال 24 هزار میلیارد تومان بود که الان به 28 هزار میلیارد تومان رسیده یعنی رشدی 4 هزار میلیارد تومانی را داشته است. شاخص ابتدای سال 966،7 واحد بود که امروز 600،11 واحد است و این بیانگر رشد 45 درصدی است. نسبت P/E ابتدای سال 84/3 بود الان بابازگشایی مس حدود 8/5 مرتبه است. دفعات معاملات را وقتی با سال گذشته مقایسه میکنیم در دوره مشابه یعنی تا به امروز در سال گذشته دفعات معاملات 990 هزار دفعه بوده و الان 1،300،000 دفعه است یعنی دفعات معاملات یک رشد 30 درصدی را نشان میدهد و این یعنی نقدشوندگی بازار افزایش پیدا کرده است. ارزش معاملات دوره مشابه سال گذشته 3 هزار و سیصد میلیار تومان بوده که الان 2 هزار میلیارد تومان از لحاظ ارزشی است. از لحاظ تعدادی حجم معاملات افزایش پیدا کرده سال گذشته در دوره مشابه حدود 10 میلیارد سهام معامله شده امسال 12 میلیارد و دویست میلیون سهم معامله شده که از لحاظ تعداد سهام حجم معاملات افزایش پیدا کرده است. عمده فعالان بازار در دوره حاضر بدون در نظر گرفتن معاملات بلوک، حقوقیها عمدتاً فروشنده و حقیقیها عمدتاً خریدار هستند.
اگر بخواهیم بر روی دلایل رشد بازار صحبت کنیم، قیمتها در نیمه دوم سال گذشته به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کردهاند عمده تحلیلهایی که کارشناسان دربازار داشتند این بود که بازار به کف رسیده و قیمتها پایینتر از این نمیآید، P/E ابتدای سال 84/3 واحد بود در مورد P/E همچنین تحلیلهایی موجود بود که P/E پایین است همین یک انتظار رشد یا چشمانداز مثبتی را برای بازار ایجاد میکرد. بسته سیاستی که توسط بانک مرکزی ابلاغ شد باعث شد P/E بازار پول افزایش پیدا کند نرخ گواهی سپرده سال گذشته 19 درصد بود و امسال گواهی سپرده نرخ بازدهاش به 15% رسید که با جریمه باز خرید قبل از سررسید به 12 درصد میرسد یعنی P/E بازار پول رشد پیدا کرده است. ضمن این که در بازارهای دیگر هم انصافاً در این دوره خبر خاصی نبوده. همین باعث شد نقدینگی هم وارد بازار شود و این باعث شد هم حجم معاملات افزایش پیدا کند و هم شاخصها افزایش پیدا کند ضمن اینکه بهبود وضعیت جهانی، رشد شاخصها در دنیا، افزایش قیمت نفت و قیمت کالاها هم در این روند اثر داشته است.
به نظر میرسد برای اینکه هم نقدشوندگی بازار افزایش پیدا کند و هم رشدها یک مقدار تعدیل شود لازمه اش این است که ما یک مقدار سهام شناور آزاد را در بازار افزایش دهیم ضمن اینکه بحث عرضه اولیه میتواند در این شرایط به رونق بازار کمک کند مخصوصاً سهامداران حقوقی شرکتهای سرمایهگذاری و هلدینگهایی که شرکتهایی دارند که قابل پذیرش در بورس است و میتوانند این شرکتها را در بورس بیاورند تا هم وضعیت فعلی را بهبود بخشند و بازار آهسته و پیوسته رشد کند و این خود برای عرضه سهام یک موقعیت بسیار مناسبی است. برای افزایش شفافیت، در سازمان بورس کارهای زیادی انجام شده (از آنجایی که افزایش شفافیت موجب کاهش فعالیتهای هیجانی در بازار میشود) سهامداران عمده نیز قادرند تا به روند بازار کمک کنند. شرکتهایی که در بورس هستند باید کمک کنند تا اطلاعات به موقع و کامل به بازار وارد شود تا شفافیت بازار افزایش پیدا کند. همین امر باعث میشود سهامی که بیرویه رشد میکند یا کاهش پیدا میکند در بازار کمتر شود.
دستورالعمل بازارگردانی را صادر کردیم در سال گذشته و امسال در حال اصلاح است هم به کانون کارگزاران فرستادیم و هم به کانون نهادهای سرمایه گذاری تا در مورد این دستورالعمل نظر بدهند و نظراتشان را هم دادند. سهامداران عمده از طریق این دستورالعمل سهامی را که نسبت به آن مالکیت دارند به نقدشوندگی و نزدیک شدن قیمت بازار به ارزش ذاتی و جلوگیری از رشد بیرویه کمک میکنند.
اتفاقی که الان افتاده و کانون میتواند به آن کمک کند این است که در بازار دیدهای بلند مدت تبدیل به دیدهای کوتاه مدت شده و سهامداران حقوقی در این زمینه خیلی میتوانند کمک کنند تا سرمایهگذاریها با دید بلند مدت انجام شود و کسی تحت تأثیر هیجانات روندهای کوتاه مدت در بازار سرمایهگذاری نکند. به نظر میرسد که صندوقهای سرمایهگذاری که الان نزدیک به 18تا 19 صندوق سرمایهگذاری تشکیل شده اینها میتوانند کمک کنند که مردم در سبد سرمایهگذاری کنند و تک سهم نخرند. ما در بورس بحث ETF را داریم (صندوقهای سرمایهگذاری که قابلیت معامله در بورس را دارند). میتوانند از آن داراییهایی که دارند سبدهایی را درست کنند و این سبدها را در بازار عرضه کنند و مردم روی این سبدها سرمایهگذاری کنند. هم ریسک سرمایهگذاری کاهش پیدا میکند و هم کمک میکند این رشدهای بیرویه که در برخی سهمها اتفاق افتاده از بین برود.
درادامه آقای دکتر محمودزاده سوال زیر را مطرح نمودند:
از تاریخ 17/9/87 ظاهراً شاخص مبنایش عوض شده و در کارهای دانشجویی و مقالات این شاخصها با شاخصهای سال گذشته مقایسه میشود در حالیکه غلط است زیرا در گذشته EPS در شاخص تأثیر داده میشد ولی الان تأثیر داده نمیشود و بهتر بود که ما هر دو شاخص را در کنار یکدیگر میداشتیم چون مقایسهها شکل درستتری به خود میگرفت و این روند نیز که 17 سال از شاخص قبلی استفاده میشد به ناگاه تغییر رویه داده شد و این امر قابلیت مقایسه را از بین میبرد برای همین بهتر است که شاخصها بهتر تعریف شوند، ضمن اینکه شاخص شناوری که الان میخواهد درست شود به نظر میرسد این شاخص نمیتواند شاخص خوبی باشد و ما بهتر است که دقتمان را بالاتر ببریم.
آقای دکتر قالیباف:
بحث شاخص بحث مهمی است و نکته شما نکته خوبی بود. در 16/9/87 که سامانه جدید معاملاتی در بازار اجرا شد در آن موقع در تنظیمات این سامانه دیده بودند که شاخص، شاخص قیمت و بازده نقدی میباشد. یعنی الان شاخصی که ما می بینیم شاخص قیمت و بازده نقدی است. مبنای محاسبهاش در تاریخ 16/9/87 همان شاخص قیمت و بازده نقدی قبلی است. این بحث هم بحث درستی است که ما همه شاخصها را در بازار داشته باشیم که هم محققین دانشگاهی و هم فعالان بازار دچار سردرگمی نشوند. این بحث یک بحث فنی است و شرکت مدیریت فناوری هم این را دنبال میکند. یک اتفاقی که افتاد به هر حال یک کمیته درست شده و این کمیته در سازمان ،کمیته شاخص است، ما در آن کمیته شاخص هم عضو داریم که آقای سنگینیان در آن کمیته حضور دارند. در این راستا شرکت مدیریت فناوری قرار است برنامهای را برای آن بنویسد و یک فرآیندی را تعریف کند و اطلاعات لازم را از این برنامه بازنویسی کند و مقادیر را محاسبه نمایند تا آنجایی که اطلاع دارم این هم اماده است و امیدوارم به زودی از تاریخی که محاسبه شاخص قطع شده این شاخصها محاسبه شوند و اطلاعاتش به بازار داده شود که این وقفه از بین برود. در مورد شاخص شناور آزاد ،این شاخص شاخصی است که در کنار شاخصهای دیگر داده میشود. جایگزین نیست و شاید تکمیلکننده انها است که یکسری اطلاعات جدیدی را به بازار میدهد ولی ماه به ماه به روز رسانی آن بر عهده آقای رستمی و اقای سنگینیان است.
آقای دکتر محمدی:
در محاسبات شاخص هدف آن بوده که هم قیمت بازده باشد و هم شاخصهای جدید اضافه شود. فقط یک مقدار اشکال فنی در محاسبه وجود دارد که آنهم اگر آقای خزانهداری بودند بهتر توضیح میدادند. ایشان میگویند در سیستم جدید اگر ما علامت تیک را بگذاریم قیمت و بازده نقدی را حساب میکند و قیمت خالی حساب نمیشود و اگر تیک را برداریم فقط قیمت محاسبه میشود همچنین یک محدودیتهایی به این شکل وجود داشته که همانطور که آقای دکتر قالیباف فرمودند اصلاً بنا بر آن شده یک نرمافزار جداگانه بنویسند و تمام شاخصها از تاریخی که قطع شده محاسبه شوند و کاملا این مسئله برطرف شود.
درادامه یک فعال بازار سرمایه تحلیل خودرا به شکل زیر مطرح کردند:
ما اگر به اتفاقات و هیجاناتی که هنگام بازگشایی نماد در بازار رخ میدهد نگاه کنیم خیلی از عواملش همین دو مورد است یعنی اگر واقعاً دامنه نوسانات منطقی باشد و گره معاملاتی روندی متعادل داشته باشد خیلی از این اتفاقات نمیافتد. بازار در یکی دو ساعت اول منطقی عمل نمیکند و هیجانی عمل کرده و از فردای عرضه سهم، بعضی از سهمها دارای صف فروش میشوند. اگر دامنه نوسان متعادل شود این مشکل بهبود مییابد. از آنجایی که Free Float (شناور آزاد) شرکتها پایین است اکثراً درگیر گره معاملاتی چه مثبت و چه منفی میشوند. آقای دکتر صالح آبادی بر این باور هستند تا زمانی که شرکت هدفهای مشخص خود را ارائه ندهد، سازمان نمیتواند کاری از پیش ببرد.
آقای دکتر قالیباف:
یک مطالعه کامل از 7-8 ماه پیش در شرکت بورس شروع شده و آن مربوط به قوانین معاملاتی در بازارهای پیشرفته و بازارهای سرمایهای است که پس از تهیه آن به کانون ارسال شد. از این مطالعه یکسری نتایج حاصل شد: یکی استراتژی نقدشوندگی است یعنی وقتی استراتژی میگوییم منظور بلندمدت است و منظور این نیست که به صورت یک گام باشد این یکسری گام است که ما نهایتاً قوانین معاملاتی را بتوانیم از طریق آن به قواعد معاملاتی دنیا نزدیک کنیم. و ما این کار را انجام دادهایم و نتایج را به سازمان ارسال کرده و منتظر نهایی شدن آن هستیم.
سؤال یکی از فعالان بازار سرمایه:
شرکتهایی که سهمشان ناگهانی بالا رفته نقش شرکت بورس در این اتفاق چیست؟ یک گلهای معاملهکنندگان دارند و آن این است که بسیاری از نمادها به طور همزمان باز میشوند و این همزمانی مشکلات شدیدی را بوجود میاورد. دلیل این چیست؟
آقای دکتر قالیباف:
ما در مورد دخالت بورس در معاملات و دستکاری قیمتها وارد میشویم ولی ممکن است شرکتی باشد که روز اول بازگشایی 4 درصد سهمش در بازار معامله میشود یعنی به نظر شما چکار میتوانیم بکنیم ؟ ما تلاش میکنیم اطلاعات شفاف وارد بازار شود و ما هم پیگیری میکنیم و از این بیشتر نمیشود از این شرکت اطلاعات کسب کرد.
آقای خرازی دبیرکل کانون کارگزاران:
بررسی دقیق رفتار بازار که آیا گروه یا افرادی با همکاری کارگزاران و همکارهای ما به طور عمد پرتفویشان را اصلاح میکنند و قصد و نیتی از این کار دارند، به طوری که سهم را به 3، 4 یا 10 درصد در طول روز خریدن کاری ندارد. به هر حال همه میدانیم بازار به مدت 5، 6 ماه در واقع وضع خوبی نداشته، پولها پارک شده است. کافی است گروههای پولدار و پرنفوذی که هستند و روز به روز بزرگتر میشوند به بازار الارمهایی بدهند و دستکاری کنند. در اینجا ما توقعمان از سازمان این است که در هر دو حالت، در حالت اول اطلاعرسانی و توضیح دهند که همه چیز کنترل شده و کدها را دیدیم و تبانی وجود نداشته در حالت دوم اگر واقعاً دستکاری صورت گرفته از ناحیه هر کسی حتی پر قدرتترین و پرنفوذترین سرمایهگذاری که همه ما در بازار میشناسیم واقعاً افشا کنند و مسامحهای نکنند به خاطر دراز مدت. نکتهای که دوستان ما فرمودند وقتی سهمی بسته است هیچ اشکالی ندارد که یک روز دیگرهم بسته باشد. یعنی از روز قبل باید برنامهای مربوط به بازگشایی داده شود تا وقتی 10 سهم در روز نمادش باز میشود هیچ کسی نمیتواندآن حجم زیاد اطلاعات را بخواند و برنامهریزی داشته باشد و ببیند چه پولی را از کجا تهیه کند و چه چیزی را بفروشد و چه سهمی را تهیه کند. در این صورت احساس میشود یک برنامهریزی برای رفع تکلیف برای باز کردن نمادها، عمل نمیکند و حداقل یک روز قبل اعلام شود که چه نمادی میخواهد باز شود. عرض اولم در مورد حفاظت از اصل کلی بازار وظیفه سازمان است که آقای خواجهنصیر هم هستند که توضیح دهند. در مورد این نمادها خصوصاً روی تایراو صدرا کاری کردند به جایی رسید یا نه؟
آقای خواجه نصیر:
موضوع بازگشایی نماد مورد توجه خاص سازمان هم بوده و قطع به یقین رویههای نظارتی در سازمان وجود دارد هر نمادی که بازگشایی میشود طبق یک چک لیست مشخص در روز بازگشایی این مسئله کنترل میشود. یعنی در غیر صورت امکان ندارد . این موضوع هم یک رویه مستند و برنامهریزی شده است. یعنی اصلاً رندوم و تصادفی نیست یعنی ما یک نماد خاص را بررسی نمیکنیم کلیه نمادهای معاملاتی را بدین ترتیب بررسی میکنیم. در خصوص نمادهایی که اخیراً باز شده به همین ترتیب بوده است. دستکاری بازار یک تعریف دارد و یا حداقل یک محدوده تعریفی مشخص دارد. ما عمدتاً زمانی ادعا میکنیم قیمت یک سهم دستکاری شده که تعمد و یا تأثیرگذاری یک فرد یا یک گروه خاص را در قیمتگذاری و اختلال در جریان فرآیند قیمتگذاری دیده باشیم و این مستلزم این است که یک گروه خاص و یا یک عده خاص به طور مشخص روی سهم قیمتگذاری کنند و در بررسیهای ما مشخص شود که یک جریان ایجاد شده است. به عنوان مثال در توسعه معادن روی ما هیچ نشانهای از این مورد ندیدیم. در مورد فولاد مبارکه برای رسیدن به نقطه تقاطع عرضه و تقاضا قیمتها را از قیمتهای کلوزینگ پراس شروع میکنند و در آخر به قیمت نهایی میرسند و بدین گونه قیمتگذاری انجام میشود.
اگر فرآیند اینچنین باشد، در نگاه اول دستکاری قیمت خیلی به اثبات نرسیده است. آنچه را که ما در زمان بازگشایی نمادها مورد برررسی قرار میدهیم این است که ببنیم ترکیب خریداران چگونه است که مخابرات با 80 میلیون سهم معامله شده بود و برزگترین خریدار نزدیک به 2 میلیون سهم خریداری کرده بود. بنابراین ما نمیتوانستیم بگوییم که یک جریان یا فرد خاص آن را هدایت میکند. در نگاه دوم اشخاصی راکه معامله کردند شناسایی کرده تا ببینیم احتمالاً ارتباط خاصی بین آنها وجود داشته و تا به این لحظه موردی مشاهده نشده است. بنابراین اتفاقی که به ذعم من افتاده حتی اگر جنبه حمایتی هم داشته باشد بازار یا سرمایه یا سهامدار عمده از روز بازگشایی نماد سهم مرتباً خریداری کرده تا قیمت سهام بالا باشد و این دستکاری قیمت تلقی نمیشود. ضمن اینکه سهامدارانی هم بودند که بعد از روزهای بازگشایی کماکان به خرید خود ادامه داده یا فرآیند خرید خودشان را در طول مدت قطع نکردهاند.
مسلماً چیزی که هست امروز تعداد خریداران و فروشندگان و تعداد کارگزارانی که در سیستم وجود دارد به گونهای است که در حوزه بازار دستکاری مبتنی بر شایعات یک دستکاری خاص است. و این اتفاق نمود داخلی در معاملات پیدا نمیکند و یک فضای ذهنی- روانی قبل از معاملات ایجاد میشود که شناساییاش خیلی ساده نیست و ابزارهای خیلی مشخص هم وجود ندارد. و اگر خبری پشت معامله باشد و شایعه ایجاد کند و بعد نمود این شایعهسازی از تک تک ایستگاه معاملاتی اشخاص بیرون بیاید و وقتی وارد فضای باز میشود نمود فضای رقابتی را داشته باشد این یک فضای خارج از معاملاتی است.
آقای دکتر محمدی:
در مورد واکنش بیش از حد سهام که ممکن است بعضی اوقات وجود داشته باشد بعضاً معاملات عمده هم باعث این واکنش میشود. البته این باید فرهنگسازی و اطلاعرسانی شود تا فرق معامله عمده با معامله جزء برای سهامداران مشخص شود. اکثر سهامداران و سرمایهگذاران میگویند یک سهمی میخواهد معامله عمدهاش 55 تومان انجام شود پس این سهم اگر الان فرضاً 400 تومان است پس یک 50 تومانی بالا میرود. در نهایت این معامله ممکن است انجام شود و یا انجام نشود.
البته این مشکل وجود دارد که چطور سازمان یا شرکت بورس بخواهند این دو را از هم جدا کنند. بحث مربوط به نمادها را در حضور آقای قالیباف و آقای خواجه نصیر مطرح میکنم. برای بسته شدن نمادها یکسری قواعدی وجود دارد مثلاً در یک زمان مشخص و به دلایل مشخص آن را میبندیم ولی برای باز شدن آن معتقدند آییننامه یا چیزی وجود دارد که یک سهمی یک دفعه 3 ماه بسته شود یک سهمی 2 ماه بسته شود و یا یک سهمی 3 روز بسته شود و این اتفاق باعث میشود کیفیتی که در بازار است از بین برود و بعضی از سهامداران متضرر شوند و حتی ممکن است سهامداران یک جایی راضی باشند سهمشان را به قیمت ارزان بفروشند و پول به خاطر نیازشان دستشان بیاید. من خواهش میکنم این را توضیح دهید و یا اگر اییننامهای وجود دارد آن را در اختیار شرکتهای سرمایهگذاری قرار دهید تا مطلع شوند.
آقای خواجهنصیر:
در ارتباط با بازگشایی نمادها من بحث چارچوب عملیات بازار را به عنوان مقرراتی که به طور مشخص به آن اشاره کرده و الان مدنظر سازمان و بورس است اشاره میکنم. در حال حاضر، نمادها یکی به دلیل اطلاعات با اهمیت بسته میشوند و توسط بورس و اوراق بهادار از طرف ادارۀ ناشران اعلام میشوند. در همان دستورالعمل نوشته که نمادهایی که با اعلام سازمان بسته میشوند و مشخصاً با اعلام سازمان بازگشایی میشوند. سازمان هم در بحث ناشران، تا زمانی که اطلاعات شرکتها کامل نباشد نماد را بازگشایی نمیکنند. سعی شده قوانینی برای بازگشایی نمادها تحت هر شرایطی طراحی کنند و بدون انتشار زمان مشخصی را تعیین کنند. چون امکان ندارد بدون اطلاعات کافی از شرکتها، نمادی بازگشایی بشود. این عمل انجام شده و سیستم هم به خودش این اجازه را نداده که این عمل را انجام دهد. تنها کاری که تا امروز طبق اطلاعات ما و آمار سهماهه انجام شده در خصوص توقف و بازگشایی نمادها اخیراً توسط شرکت بورس منتشر میشود. در مورد بازگشایی نماد به لحاظ زمانی به گونهای طراحی کردند که زمان بازگشایی نماد کوتاه شده است. تمام تلاشی هم که آقای دکتر در جهت کوتاه کردن زمان بازگشایی قراراست از طرف سازمان انجام دهند از طریق سایت است تا زمان دریافت اطلاعات را به حداقل برسانیم. اتفاقاتی که افتاده با طراحی سیستم کدال و راهاندازی آن، حجم زیادی از زمانی که صرف ارسال اطلاعات و تحلیل آن میشد از بین رفت. الآن تنها مسأله این است که یک شرکتی بهطور عمد علاقهای به ارسال اطلاعات نداشته باشد. اگر چنین نماد شرکتی باز شود اطلاعات شرکت ظرف 24 ساعت پردازش شده و روی سایت میآید. اگر چه سهامدار با توقف طولانی مدت نماد تنبیه میشود اما تبعات ناشی از این مسأله هم زیاد است. پس سعی شده که ما آن سایت را قوی نماییم. حالا اگر به نقطهای رسیدیم که سیستمها کامل شد و ناشران هم با همین مباحث پیگیریها منظبط شدند که اطلاعاتشان را هر چه سریعتر منتشر کنند قطعاً زمانبندی برای آن، کار زیادی نخواهد داشت. ولی در مقطع فعلی شاید تا 6 ماه پیش این کار بدون سیستم کدال امکانپذیر نبوده است. ظرف 6 ماه تا 1 سال آینده این امکان را داشته باشیم که یک برنامهریزی مشخص را انجام دهیم. ولی در حال حاضر مقررات اجرایی ما که مبنای بازگشایی توقف نماد است، همان چارچوب عملیات بازار است و در آن هم به موعد زمانی اشاره شده است.
نظر یکی از فعالان بازار سرمایه:
زمانی که باد شاخص بازار مثبت است همه در این باد مثبت میخوابیم و زمانی که اوضاع به هر دلیلی برمیگردد اگر که توجیهی بتوانیم بکنیم، در خصوص بازارهای جهانی خیلی راحت همه مسائل و کمبودها به فراموشی سپرده میشود. در بالاترین نرخهای بازدهی پس از توقفها، مشخص شده که واقعاً دستکاری انجام نشده و مکانیسم عرضه و تقاضا راه خود را ادامه میدهد.
در بعضی نمادها 3% تا 4% حجم سرمایهای یک شرکت در روز گردش پیدا میکند. یا در واقع پس از یک بازگشایی 100% افزایش پیدا میکند. و بهطور مشخص بازار ما تمام نگاهش به سمت سازمان خصوصی سازی است. چه از دهههای اول و چه در حال کنونی که میگویند این بازار معامله عمده دارد. در صورتی که بازار سالیان سال معامله عمده داشت ولی به این شدت قیمت تابلو را متأثر از قیمت بلوک ندانسته. مانند حفاری، مخابرات، و مپنا. ولی هیچ وقت بازار ما به این شدت تأثیر نپذیرفته است. سؤال: بازاری که این قدر بلوغ دارد بورس چه اصراری دارد که دامنه نوسان را 3% کند؟ وقتی در یک روز قیمت صدرا میآید 590 واحد شاخص را تکان میدهد در صورتی که این سهم 3 تا 4 ماه بسته بود. بازاری که به این حد از کارایی رسیده و می تواند خودش برای خودش تصمیم بگیرد و این دامنه نوسان 2% تا 3% داشته باشد. در صورتی که به طرف فروش ظلم میشود و ما طرف خریدار را میبینیم. در بسیاری از موارد ما به زور میخواهیم عقاید و افکارمان را به این بازار تحمیل کنیم و متأسفانه باعث ضرر و زیان هم خواهیم شد.
بحث دیگر: اطلاعات شرکتها در خصوص صدور اطلاعیه به صورت رفع تکلیف کامل شده است یعنی بازار اصلی ما مبتنی بر اطلاعیه صادر شده توسط شرکتها نیست. متأسفانه الآن قسمتی از سازمان چون مجری انتشار است سازمان در زیر اطلاعیهاش مینویسد که شرکت گفته که EPS من از این مقدار به این مقدار تعدیل پیدا کرده است دلایلش برای من قانع کننده نبود و این یعنی خودش قاضی القضات شده و دلایل را به بازار توضیح نمیدهد. یا آن اطلاعات شفاف و روشن و نهایی نیست و یا هست و بازار اطلاعاتی دیگر دارد و از جاهای دیگر تصمیم میگیرد که در هر دو صورت خطرناک است. بازار حرکاتش یک مقدار بیش از حد هیجانی است. آقای دکتر (آقای دکتر محمدی) مشکل دیگر باز شدن نماد یکروز پس از مجمع یا تعدیلات EPSاست در صورتی که واقعاً یک روز کافی نیست و خواهش من این است که که آن را به 2 تا 3 روز تغییر دهید.
نگرانی دیگر: بازار برای برگشت، بیش از 1000 میلیارد تومان پول میخواهد.
آقای دکتر محمدی:
بعضی موارد را جناب آقای خواجه نصیر به آن اشاره داشتند و مابقی را یادداشت کرده و پیگیری میکنیم. از طرف کانون کارگزاران جناب آقای خرازی هم تشریف دارند که اگر صلاح بدانند پیگیری میکنند.
در مورد دیر باز شدن نمادها الآن برنامه زمانبندی وجود ندارد. تجربه خصوصیسازی دنیا نشان میدهد که بعضی از کشورها مثل آلمان یک سهم 20 مارکی را 1 مارک فروختند یعنی اینکه از طرف دولت به مردم ارزان فروخته شود اشکالی ندارد و این شرکتها برای سازمان صنایع ملی بودند و خیلی از این شرکتها، شرکتهای ملی ما هستند و بین دولت و مردم از این جهت فاصلهای نیست. اگر خوب توزیع شود و یک عدهای بخش عمدهاش را مالک نشوند اشکالی وجود ندارد. همان سود بالسویه عدل است. سهمهایی که گرانتر فروخته شدند، قیمتهایی که خود سازمان خصوصیسازی حاضر بوده با این قیمتها بفروشد ولی یک کارگزاری به اشتباه قیمت را 20 تومان بالاتر زده و هنوز هم آن سهم، دیگر سهم نشده و چون سهمها حافظه ایجاد میکنند بهتر است حافظه منفی وجود نداشته باشد. دولت هم نباید به دنبال این باشد که ارزان، زیاد و سریع بفروشد و بعد این مستمر رشد کند.
آقای کدیور:
در مورد پیگیری دستکاری قیمت و تبانی در معاملات، سازمان نرمافزارهایی دارد که معاملات را خیلی دقیق و ثانیه به ثانیه و تک تک و به نام اشخاص ثبت میکند اما من فکر میکنم مشکلی که در این نرمافزار یا سیستم پیگیری دستکاری قیمت و تبانی وجود دارد این است که سازمان این بحث را از بیرون نگاه میکند در حالی که بخش زیادی از داستان قبل از این واکنش که بازار از خود نشان میدهد اتفاق میافتد و داخل خود بازار است و این بحث ممکن است 3 ماه یا 6 ماه قبل در بازار شکل گرفته باشد. یک جنگ روانی که در بازار شکل گرفته و باعث شده که این قیمت امروز این قیمت ثبت شود یعنی ما در زمانی که این قیمت ثبت میشود هیچ تبانی و دستکاری را نبینیم. اما اگر ما روند فعالیتی را که در بازار اتفاق افتاده و جبههگیریهایی را که بعضی سهامدارها در بازار انجام دادند یا حرکتهایی که بازار داشته یا شایعاتی که انجام شده در بازار منتشر کند. فکر میکنم این در واقع خیلی میتواند به بازار کمک کند که شاید این بحث مربوط شود به سازمان. مورد دیگر محدودیت نوسان و حجم مبنا است که امکان پیگیری را از سازمان گرفته و اجازه نمیدهد سازمان خیلی دقیق پیگیری کند و امکان دستکاری و تبانی در یک سهم وجود دارد. به دنبال این مجدودیتهای نوسان تبعات منفی هم ایجاد شده و یک محمل دستکاری قیمت را هم فراهم کرده و اجازه میدهد که غیر از روز بازگشایی که قیمت سهم باز میشود هیچ محدودیت نوسانی وجود نداشته باشد. معمولاً سهامداران عمده به دلیل 3% نوسانی که وجود دارد از این 3% استفاده میکنند و بعد حداکثر نظر میدهند که این سهم صف خرید میشود یا صف فروش. این معاملات میتواند در هر روز به میزان حجم مبنا نباشد بلکه در یک روز کمتر و در یک روز بیشتر از حجم مبنا باشد که این خود میتواند محملی برای دستکاری قیمت سهم ایجاد کند.
در مورد بازگشایی نماهای که جناب آقای خواجه نصیر هم فرمودند، سازمان بر اساس چکلیستها اقدام به بازگشایی سهم میکند و من خودم موارد زیادی را سراغ دارم که به صورت استثنا این چکلیستها وجود داشته ولی نماد آن سهم باز نشده است مثلاً به مدت 1 یا 2 روز بعد باز شده است. یعنی شاید ملاحظاتی در سازمان به دلیل خاصی وجود داشته باشد که چکلیستها یک نماد تماماً اجرا شده است ولی آن نماد باز نشده است. شرکت حفاری در بازار استثنا بود که تا 5 سال EPS خود را اعلام کرد و مشخص شد که دچار ضرر شده است.
آقای فؤادیان:
در مورد مخابرات، بانک تجارت و بانک صادرات یک حالت غیر منطقی وجود دارد.
چرا وقتی شرکتی اطلاعاتش را دیر میدهد و تخلف میکند همیشه دنبال تنبیه آن شرکت هستیم. بیایید از مردم بخواهید در هنگام دادن اطلاعات به موقع جایزه دهند. همۀ ما نمایندۀ تعداد زیادی از اشخاص حقیقی و حقوقی هستیم که این حرفها را با ما در میان گذاشته و ما هم این حرفها را به شما منعکس کرده و با هم بحث و بررسی میکنیم.
آقای دکتر محمدی:
در مورد شرکت حفاری شمال صحبت شما را قبول دارم. ابهامات در مورد EPS باید رفع شود. در مورد تقسیم سود هم که فرمودید اگر ابهامی هم باشد خیلی تأثیر ندارد چون اگر تقسیم نکنند روی رشدش اثر میگذارد و اگر تقسیم کنند روی سود نقدی اثر میگذارد. ولی اگر خود EPS ابهام داشته باشد طبیعتاً همۀ دوستان ما مثل شما خواهان کمتر شدن ابهامات هستند. علت اینکه شرکت حفاری شمال EPS خود را 5 ساله اعلام کرد چون قراردادهایش بلند مدت است و توانست این کار را انجام دهد و این به نظر، عرضه مناسبی آمد ولی خوب ممکن است در این میان انحرافاتی هم وجود داشته باشد.
در مورد مباحث مربوط به سازمان آقای خواجه نصیر توضیح میدهند. و من از آقای خواجه نصیر میخواهم مکانیزمهای تشویقی را اگر بورس دنبال کرده است بفرمایند. جهت تشویق اعطای لوح تقدیر یا لوح شفافیت به شرکتهای مذکور کار خوبی است.
آقای خواجه نصیر:
در خصوص صحبت آقای کدیور در مورد فضای شایعات و جنگ روانی که منجر به افزایش قیمت سهم میشود فرمودند. در عرایض اولیه عرض کردم این فضای شایعات، فضایی است که محتمل است و وجود دارد یعنی در مورد ایجاد این فضا سازمان کارهایی هم کرده و حتی از روزنامۀ دنیای اقتصاد در این موردکمک گرفتند. به هر حال این یک مورد فنی و سیستماتیک نیست یک مورد غیر فنی و غیر سیستماتیک است و ما برای شناسایی این فضا خیلی امکانات نداریم ولی برای جریان پشت پردهای که این فضا ایجاد کرده است کارهایی انجام شده است. در مورد بحث مشوقها که آقای فؤادیان فرمودند: بهطور کلی بررسیهایی در بورس در خصوص تشویقها و فعالیتهای مالیاتی که در دنیا وجود دارد انجام شده و با بورس تهران مقایسه کردند، بورس تهران وضعیت خوبی دارد و جزو بورسهایی است که از لحاظ مشوقهای مالی وضعیت خوبی دارد و به این نتیجه رسیدند که ما از شرکتهایی که به لحاظ اطلاعرسانی رتبه بالایی دارند، تقدیر به عمل میآوریم که اگر در قالب پیشنهاد به سازمان ارائه شود استقبال خواهند کرد.
سؤال یکی از فعالان بازرا سرمایه:
آقای خواجه نصیر آیا در زمان باز شدن نماد یک سهم معاملات افرادی که دارای اطلاعات نهانی هستند کنترل میشود؟
آقای خواجه نصیر:
در سازمان یک بانک اطلاعاتی وجود دارد که کنترل میشود، ضمن اینکه زمانی که نماد متوقف میشود یا تعدیل میشود از طرق چکلیستهای خریداران قبلی و افرادی که به صورت عمده یا بهصورت قابل توجه خریداری کردند با لیست مدیران، اعضای هیأت مدیره یا مدیران شرکت که الان در دسترس ما هستند مقایسه میکنند. در صورت اجرایی شدن فراخوان دارندگان اطلاعات نهایی، اعم از شرکتها و اشخاص به خریداران قبل از آن را چک میکنیم و افرادی که به علاوه همسر و افراد درجه اولشان، اطلاعاتشان را به صورت لحظهای از سیستم الکترونیکی به ما میدهند. الآن ما سیستم کنترل داریم و بانک اطلاعاتی ما در مورد دارندگان اطلاعات نهانی کامل بسته نیست، با این وجود تمام معاملات را که مثلاً فرض کنید یک تعدیل با اهمیت دارد یا بازگشایی میشود، ما خریداران آنها را به ترتیب منظم کرده آنها را با اطلاعاتی که داریم مقایسه میکنیم و از کسانی که مشکوک هستیم گزارشی تهیه کرده به آقای باقر تبار میدهیم و آقای باقر تبار میآیند و آن شخص را به لحاظ تبادلات مالی و ارتباطات شناسنامهای میسنجند که شاید این شخص بهطور غیر مستقیم با مدیران شرکت دارندگان اطلاعات نهانی ارتباط داشته است. قطعاً برای بیان 100% نیاز به اطلاعات خیلی خیلی کامل است که ما با کمک کدال این کار را انجام خواهیم داد تا اطلاعات کاملتر شود.
آقای دکتر محمدی:
دوستان اگر راهکاری برای بهبود وضعیت کنونی دارند بفرمایند تا اگر سایر دوستان پسندیدند انجام دهند به هر حال برای اینکه در فضای کنونی تصمیمگیری منطقی شود ما ارزیابیهایمان را از نو انجام میدهیم و یک مقدار از حرکت هماهنگی که تأثیر مسائل روانی قرا میگیرند اجتناب نماییم. و به دیگران هم توصیه کنیم این کار را نکنند چون طولانی مدت این بازار برای همه ما مهم است و شورتترمهای آن ممکن است سودهای خاصی داشته باشد ولی در لانگترم به همه ما آسیب خواهد رساند.
نظر یکی از فعالان بازرا سرمایه :
ساختارهای بازار خیلی تغییر کرده، نهادهای مالی شکل گرفتند، سیستمهای نظارتی فوقالعاده تقویت شدند، تعداد گارگزاران به لحاظ کمی و کیفی واقعاً رشد قابل توجهی پیدا کردهاند و فکر میکنم دوباره باید متمرکز شویم بر اینکه در بازار چه کاری انجام دهیم؟ تمام این فعالیتهای خوبی که انجام شده برای اداره یک بازار 10 میلیارد و 20 میلیارد و 30 میلیارد و یا حالا 100 میلیارد تومان معامله در روز است، تمام این تحلیلگرها و مدلهایی که در بازار بهکارگرفته میشود برای این است به یک سهمی که صف خرید و صف فروش دارد برسند در صورتی که نمیتوانند در این خرید و فروش کاری انجام دهند. این بازار تا وقتی که این چنین به آن نگاه میکنیم بازار نمیشود.
نظر یکی از فعالان بازار سرمایه :
ما به هر حال میخواهیم بازار را توسعه دهیم. برای این فضا باید نگرشهای منفی کاملاً از بین برود و بیشتر باید سعی کنیم به دنبال حل اشکالات باشیم. یک راه شفافسازی، اطلاعرسانی است و راه دیگر اگر سندی جابجا شد سریعاً مدیران را مطلع کنیم، جلسه بگذاریم و مسؤل باشیم و در قبال مردم توضیح دهیم. نظارت باید خیلی شفاف باشد و اطلاعرسانی و تحلیل شود.
در پایان این نشست آقای دکتر محمدی عنوان کردند ماحصل صحبتهایی که دوستان ارائه دادند به صورت نامه به آقای دکتر صالحآبادی و آقای دکتر قالیباف مکتوب میگردد.