|

 ابزار 
نسخه چاپی
نقشه سایت
آمار بازدیدکنندگان
ارسال به دوستان
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرسهای برگزیده


   » همایش ها و نشست ها » برگزار شده » بحران مالی
 «بررسی مسائل کنونی بازار اوراق بهادار و ارائه راه­کارهای عملی»  

هفتمین نشست کانون نهادهای سرمایه­گذاری ایران با عنوان «بررسی مسائل کنونی بازار اوراق بهادار و ارائه راه­کارهای عملی» در روز یکشنبه مورخ 24/9/1387 با حضور بیش از 100 نفر از کارشناسان و صاحبنظران بازار سرمایه، در محل اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران برگزار گردید. گزارش تحلیلی حاضر، جمع­بندی مباحث مطرح شده در این جلسه است.

مقدمه:

حاضرین در جلسه با ابراز نگرانی از وضعیت بازار سرمایه کشور، به بررسی و تحلیل بحران موجود با توجه به بحران مالی و اقتصادی حاکم بر جهان پرداختند. اعتقاد حاضرین بر آن  است که ریشه اصلی بحران را باید در بخش واقعی اقتصاد جستجو کرد. در این راستا مسئولان، کارشناسان و صاحب­نظران بازار سرمایه به بیان دیدگاه­های خود در خصوص ابعاد مشکل پرداخته و راه­کارهایی برای برون رفت از بحران فعلی مطرح گردید که در ادامه در دو بخش کلی به بیان این نظرات می­پردازیم:

الف- در سطح اقتصاد کلان

ب- در سطح بازار سرمایه کشور

الف- وجه کلان اقتصادی

با توجه به شرایط موجود به نظر می­رسد آثار اصلی بحران بر بخش واقعی اقتصاد بوده است و محصول شرکت­ها را به شدت متأثر ساخته است که بالطبع بازار سرمایه نیز از این تحولات تأثر خواهد پذیرفت. لذا در بخش اول به ابعاد مطرح شده در خصوص بحران در بخش واقعی اقتصاد می­پردازیم.

الف- 1- مسایل

1.      فقدان استراتژی مقتضی و بی­ثباتی اقتصادی:

به طور کلی در نظام اقتصادی و تجاری ایران استراتژی صنعتی و تجاری تعریف شده­ای مشاهده نمی­شود و عدم همسویی نهادها و بخش­های قانونی و اقتصادی محرز و مشخص است. به نظر می­رسد اقتصاد کشور در مواجهه با بحران­ها به صورت واکنشی عمل می­کند و کاملاً بدون دفاع و آسیب­پذیر است. با توجه به شرایط فعلی حاکم بر جهان این مسئله می­تواند اقتصاد کشور را با معضلات اساسی رو به رو سازد. حتی در مواردی که استراتژی وجود دارد نیز، اجرای استراتژی­ها با مشکل مواجه است که باید برای آن چاره­ای اندیشید. در چنین شرایط بی­ثباتی باید در خصوص تبعات اجرای طرح تحول اقتصادی بررسی نمود و با درایت و تدبیر در خصوص اجرای آن اندیشه کرد.

2.      بسته بودن اقتصاد ایران و مشکلات پیش­روی صنایع داخلی

بسته بودن اقتصاد ایران در شرایط فعلی به عنوان یک مزیت نسبی مطرح گردید و این­که بحران جهانی بر اقتصاد ایران هنوز به طور کامل اثرات خود را نگذاشته است. لذا باید تدابیر لازم برای حمایت از صنایع داخلی جهت مواجهه به بحران اندیشیده شود. مشکلات مرتبط با خصوصی­سازی ناقص صورت گرفته نیز می­تواند مزید علت باشد.

3.      مشکل تقاضا و نقدینگی

با توجه به مشکلات نقدینگی موجود در اقتصاد کشور و جهان، اکثر کالاها مشکل تقاضا دارند. البته سهام نیز به عنوان یک کالا از این ویژگی مستثنی نیست و باید در کوتاه­مدت راه­کاری برای رفع این مشکل اندیشید. بدیهی است مشکل نقدینگی موجود منجر به توقف کامل طرح­های توسعه خواهد شد.

الف- 2- راه­کارها:

1.   اصلاح نظام تعرفه­ها توسط دولت:

برخی از حاضرین معتقدند که با توجه به بحران احتمالی آتی در بخش صنایع، دولت باید اقدامات سنجیده­ای در راستای حمایت از صنایع داخلی انجام دهد. بدیهی است ورود آزادانه کالاهای خارجی به بازار کشور در آینده صدمات جبران­ناپذیری بر پیکره اقتصاد کشور وارد خواهد ساخت. این ریسک­های بازدارنده باید عموماً متوجه محصولات  شرکت­ها باشد. در خصوص تعرفه­های بازدارنده صادراتی نیز باید اقداماتی در راستای تشویق صادرات و جذب نقدینگی از خارج صورت گیرد. حداکثر استفاده از توان مهندسی داخلی و اتکاء بر توان نیروی داخلی نیز می­تواند سودمند باشد . همچنین می­توان در کنار کنترل­های تعرفه­ای از کنترل­های مقداری نیز استفاده کرد و ساختار نظام تعرفه­ها را به نحوی که اثرات منفی آن به حداقل برسد، اصلاح نمود.

2.   کمک به سرمایه­گذارانی که به ویژه سهام شرکت­های اصل 44 را خریداری کرده­اند:

با توجه به شرایط حاکم بر جو بازار سرمایه­گذاری کشور و با هدف حفظ اعتماد سرمایه­گذاران، شایسته است که دولت و سازمان خصوصی­سازی، تا حد امکان از سرمایه­گذاران در شرکت­های عرضه شده بر اساس اصل 44 قانون اساسی، حمایت کرده، در پرداخت اقساط مربوطه از سوی آنان با تساهل برخورد نمایند.

3.   انجام اصلاحات ساختاری و استراتژیک:

دولت می­تواند با یک استراتژی مناسب به حمایت از شرکت­هایی که از بحران تأثیر می­پذیرند بپردازد و در تأمین سرمایه در گردش مورد نیاز به آن­ها کمک نماید. با توجه به نقش اصلی دولت در اقتصاد کشور، دولت باید وظیفه خود در خصوص حمایت از صنایع را با تدوین یک استراتژی مناسب جهت مقابله با بحران ایفا نماید. در این عرصه هماهنگی بین تصمیم­های نهادهای قانون­گذار نظیر وزارت اقتصاد و بازرگانی و صنایع یا حتی ادغام آن­ها با یکدیگر، از اهمیت اساسی برخوردار است. در این راستا باید جامع­نگری از سوی دولت مدنظر قرار گیرد و در حکایت­ها و تصمیم­گیری­ها، سنجیده و هماهنگ اقدام شود. آزادسازی قیمت­ها و نحوه اجرای خصوصی­سازی نیز مورد بررسی قرار گیرد و بسترهای لازم برای اجرای همه جانبه آن فراهم گردد. رعایت حقوق یکسان برای کلیه سهامداران اعم از دولتی یا خصوصی نیز باید مدنظر قرار گیرد.

 

 

4.   نقش مجلس در اصلاحات ساختاری در مقابله با بحران:

 

به نظر می­رسد نقش مجلس شورای اسلامی، در مواجهه با چنین بحران­هایی در کشور ما بسیار کم­رنگ است در حالی­که در سایر کشورها، مجلس نقشی اساسی را در این عرصه بر عهده دارد. می­توان در این زمان، به مجلس در خصوص راه­کارهای موجود مشاوره­هایی ارائه کرد و مساعدت خواست.

ب- 1- مسائل موجود:

1.      فقدان سرمایه­گذاران خارجی و ارتباط با سایر بورس­های جهان:

با توجه به قوانین و شرایط حاکم بر بورس و اقتصاد کشور، به طور کلی حضور سرمایه­گذاران خارجی در ایران و حضور شرکت­های ایرانی در خارج کم­رنگ به نظر می­رسد و بازار ایران بازاری بسته است که قادر به جذب منابع از خارج از کشور نمی­باشد. با وجود این ویژگی و با اعمال مکانیزم­های کنترل دامنه نوسان قیمت باز هم شاهد کاهش حدود 30% در بازدهی هستیم.

2.      عدم امکان پیش­بینی و تحلیل در شرایط موجود:

پیش­بینی آینده بر اساس تحلیل اطلاعات موجود مشکل به نظر می­رسد. عدم دسترسی به اطلاعات قابل اتکاء و مربوط در خصوص وضعیت آتی، تحلیل و پیش­بینی را مشکل نموده است به نحوی که حتی تهیه یک چشم­انداز 6 ماهه از وضعیت شرکت­ها نیز امکان­پذیر نیست.

3.      بازارگردانی و نقش سهامداران عمده:

با توجه به مشکلات نقدینگی موجود و با توجه به این­که عمده فعالان بازار سرمایه ایران را سهامداران نهادی تشکیل می­دهند، نقش این سرمایه­گذاران می­تواند در برون­رفت از بحران فعلی حائز اهمیت باشد و نباید این نهاد­ها، به بحران دامن بزنند. با توجه به مشکلات نقدینگی حاکم بر اقتصاد کشور، نهادهای سرمایه­گذاری نیز توان حمایت از شرکت­ها و بازارگردانی را ندارند.

4.      بدبینی نسبت به بازار سرمایه و رفتارهای غیر منطقی:

به نظر می­رسد سرمایه­گذاران با توجه به تجربه موردی ناموفق خود، در مواجهه با سایر سرمایه­گذاری­ها نیز بدبینانه عمل می­کنند و نسبت به کل بازار اعتماد خود را از دست داده­اند. بورس کشور نیز همانند اقتصاد کشور انعطاف­پذیری لازم را در واکنش به واقعیت­ها ندارد و واکنشهای غیرمنطقی در آن مشهود است. در چنین شرایطی بدبینی سرمایه­گذاران به بازار سرمایه مشهود است که باید در کوتاه مدت برای آن چاره­ای اندیشید. به نظر می­رسد بازار سرمایه ایران به جای این­که بر تحلیل مبتنی باشد، با توجه به مکانیزم­های نظارتی موجود به یک بازار «صف محور» تبدیل شده است و سرمایه­گذاران بدون هیچ تحلیل منطقی و با توجه به صف­های خرید و فروش در این صف­ها قرار می­گیرند. لذا در شرایط رونق حباب داریم و در شرایط رکود هم شاهد افت بیش از حد قیمت­ها هستیم. بعضاً انجام تحلیل­های ناصحیح از سوی سرمایه­گذاران عمده نیز بر این رفتارهای غیرمنطقی دامن می­زند و شاهد افزایش یا کاهش بیش از حد قیمت­ها بدون پشتوانه تحلیلی و منطقی هستیم.

5.      محدود بودن ابزارهای سرمایه­گذاری بازار:

ابزار اصلی سرمایه­گذاری در بورس تهران، سهام است که فقط در دوره­های رونق می­تواند برای سرمایه­گذاران بازدهی ایجاد کند. لذا در زمان رکود کلیه سرمایه­گذاران از بازار گریزان خواهند بود.

 

 

ب- 2- راه­کارها:

1.      تجدید نظر در قوانین و شفافیت اطلاعاتی:

در شرایط بی­ثباتی فعلی حاکم بر بازار، تعهد و الزام شرکت­ها به ارائه اطلاعات و پیش­بینی­های صحیح و به موقع در خصوص وضعیت آتی می­تواند به تقارن بازار کمک نماید و از طریق بهبود تحلیل سرمایه­گذاران، ابهام موجود را کاهش دهد. هرچند باید اذعان نمود که در چنین شرایطی ارائه اطلاعات شفاف و به موقع، توسط مدیران مشکل است. به هر حال باید موانع سرمایه­گذاران نیز با هدف جلب اعتماد آنان مد نظر قرار گیرد و از رشد قارچ­گونه شرکت­ها و تعدد آنان بدون نظارت کافی خودداری شود و به جای تأکید بر اندازه بازار بر تعمیق آن تأکید شود.

2.      بازارگردانی به خصوص برای سهام شرکت­های اصل 44:

با توجه به کاهش قیمت سهام شرکت­ها به ویژه سهام شرکت­های اصل 44، اعتماد عمومی مردم به بازار کاهش یافته است و ادامه این روند نگران­کننده است. باید حتی­الامکان در راستای حمایت از سرمایه­گذاران و جلب اعتماد عمومی با بازار از قیمت سهام شرکت­ها حمایت نمود. حمایت از سرمایه­گذاران جزء باید مدنظر قرار گیرد.

 

 

3.      بازنگری در سیستم معاملات و افزایش ابزارهای سرمایه­گذاری:

باید سیستم معاملاتی بازار را به نحوی بازنگری و تعدیل نمود که انکاء بر تحلیل به عنوان بنا و اساس     تصمیم­های سرمایه­گذاری قرار گیرد (نه صف­های خرید و فروش). همچنین می­توان ابزارهای جدید در بازار تعریف کرد به نحوی که فقط در دوره رونق، بازدهی سرمایه­گذاری مورد انتظار نباشد. بلکه سرمایه­گذاران بتوانند در دوره­های رکود نیز بازدهی کسب کنند و یا ریسک خود را پوشش دهند.

4.      فراهم ساختن زمینه برای حضور سرمایه­گذاران خارجی:

با توجه به مشکل نقدینگی موجود، می­توان از طریق فراهم آوردن زمینه لازم جهت حضور سرمایه­گذاران خارجی، بخشی از مشکلات نقدینگی را مرتفع نمود. حسن دیگر این سرمایه­گذاران آن است که حضور این سرمایه­گذاران در بازار عمدتاً با نگرشی بلندمدت صورت می­گیرد و ثبات بازار را افزایش می­دهد.

 

 

5.      حرکت و عزم هماهنگ فعالان عمده بازار:

با توجه به این­که اکثر فعالان عمده بازار، سرمایه­گذاران نهادی و شبه دولتی هستند، می­توان از طریق هماهنگ نمودن حرکت و رفتار آنان، بازار بسته ایران را به تعادل رسانید. این سرمایه­گذاران باید درصدد جلب اعتماد سرمایه­گذاران جزء به بازار به نحوی هماهنگ عمل نموده، به تعادل بازار کمک نمایند.

6.      توجه به حرفه­های اقتصادی در تحلیل­ها:

روش­ها و تکنیک­های تحلیل مورد استفاده توسط سرمایه­گذاران و تحلیل­گران بازار عمدتاً بدون توجه به  چرخه­های اقتصادی و دوره­های رونق و رکود و نیز سایر عوامل کلان اثرگذار مورد استفاده قرار می­گیرند. سرمایه­گذاران باید در استفاده از چنین تحلیل­هایی به واقعیت­های اقتصادی موجود توجه نمایند. به نظر می­رسد آموزش تکنیک­های تحلیل می­تواند در این زمینه موثر باشد.

جمع­بندی:

در مجموع می­توان نظرات مطرح شده در جلسه را به شرح زیر جمع­بندی نمود:

1-     ابعاد مشکل وسیع­تر از آن است  که فقط در سطح بازار سرمایه بدان پرداخته شود و باید مسئله را در سطح کل اقتصاد کشور بررسی نمود و دولت و مجلس و سایر مسئولان هرچه سریع­تر نسبت به بررسی بحران و تهیه طرح استراتژیک مقابله با بحران اقدام نمایند.

2-   بسته بودن نسبی بازار اقتصادی ایران، در شرایط رکود فعلی به عنوان یک مزیت نسبی تلقی می­گردد که تأثیرپذیری از معضلات جهانی را به تأخیر می­اندازد. لذا باید از فرصت پیش­آمده، جهت ایجاد مکانیزم­ها و زیرساخت­های مناسب جهت مقابله با بحران احتمالی استفاده کرد.

3-   باید با توجه به ابعاد مسئله، نقش هریک از گروه­های دخیل را در دستیابی راه­کارهای عملی جهت برون­رفت و مقابله با بحران به تفکیک بررسی و تعیین کرد. در این راستا، حاضرین در جلسه پس از بیان مشکلات موجود، راه­کارهایی را با اشاره به نقش دولت، قانون­گذاران، مسئولین بازار سرمایه و نهادهای فعلی در بازار ذکر نمودند.

 

طراحی سایت و پورتال، هاست و سرور اختصاصی - رادکام